با توجه به اینکه مادر دکتر اسعد شیخ الاسلامی نوهی حاج شیخ شکرالله شهبازی بوده با طریقت نقشبندی در ارتباط بودهاند از طرف مادری به نوعی وابسته به طریقت بوده و از طرف پدری هم همانطور که مشخص است عجین با شریعت و اهل آن بوده است.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سنندج به پایان رساند. البته خوشان چنین نقل میکنند که:« به پیشنهاد پدر دانش آوزی را در سن 15 سالگی رها کرده و به صورت طلبهی سنتی علوم دینی مشغول شدم و در حجرهی پدرم به تحصیل پرداختم.»
دروس مقدمات صرف و نحورا نزد یکی از طلبههای مستعد پدر به نام ملا عبدالله امامت به پایاین رساند و کتابهای نحوی سیوطی و الفیه ابن مالک را نزد استاد مصطفی زلمی که در آن دوران طلبهای توانا و مستعد بود و در مسجد دارالاحسان سنندج مشغول به تدریس و مدارسه بود به پایان رساند. اما حدود دوسال بعد از ورود به حجره و ملتلبس به کسوت طلبگی شدن دوباره به فکر ادامه تحصیل در دبیرستان و به شیوهی رسمی افتاد. خود ایشان در این مورد چنین میگویند که:«احساس کردم با بالا رفتن سن و سالم دبیرستان را از دست میدهم و دوستانم را میدیدم که همگی مشغول بودند و دیگلم میگرفتند پس به فکر ادامه تحصیل افتادم چرا که میدانستم با توجه به وجود پدرم و شرایط زندگیم امکان تحصیل در حجره ها در آینده نیز برایم فراهم خواهد شد اما بازهی زمانی مشخص شده برای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه را اگر از دست میدادم دیگر قابل جبران نبود»
به همین منظور برای ادامه تحصیل به تهران آمده و سال ششم ادبی را در دارالفنون تهران تحصیل کرده سپس به دلیل علاقهی زیادی که به ادبیات فارسی داشته است در دانشکده ادبیات و علوم انسانی ثبت نام کرده و به اخذ درجه لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی نائل شد. ایشان خود چنین نقل میکنند که: «ورودم به دانشکدهی ادبیات در سال 1329 ه ش تقریبا مصادف به روی کار آمدن دکتر مصدق بود و فارغ التحصیلم هم با رفتن دکتر مصدق هم زمان شد.» در خلال همین ایام نزد پدر خود حاج سید محمد شیخ الاسلام کردستان به کسب علوم و معارف رایج در آن زمان پرداخت و به دریافت گواهی افتاء و تدریس از عالم فاضل مرحوم ملا محمود مفتی کردستان و مرحوم پدرشان نائل شد. در سال 1336 وارد دانشکده الهیات و معارف اسلامی شد و پس از دریافت درجه کارشناسی و موفقیت در کنکور مقطع دکتری در سال 1344 شمسی به اخذ درجه دکتری در رشته منقول سابق (فقه و مبانی حقوق اسلامی فعلی) نائل شد.
البته قبل از اخذ مدرک دکتری در رشتهی فقه وارد دانشکدهی ادبیات شده و قصد ادامه تحصیل در رشتهی ادبیات فارسی در دورهی دکتری را داشت اما با وجود اینکه چهار شهادت(مدرک) از هشت شهادتی که در آن دوران برای دورهی دکتری ادبیات فارسی تعریف شده بود را با موفقیت گذراند به دلیل یک دوره بیماری، امکان اتمام برایش فراهم نشد و ناچار به ترک تحصیل در دورهی دکتری ادبیات شد. پس از بهبودی دوباره وارد مقطع کارشناسی الهیات شد و در این رشته به ادامه تحصیل پرداخت تا در نهایت موفق به اخذ مدرک دکتری فقه گردید.
عنوان پایان نامهی ایشان «روابط اسلام با اقلیتهای دینی در طول تاریخ» بود که خوشبختانه با نمرهی بسیار خوب موفق به دفاع و گذراندن آن شد.
پس از اخذ مدرک دکتری به صورت استاد یار در دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. و پس از یکسال در همان دانشکده کنکور دادم و چند نفر از اساتید بزرگ دانشکده از جمله جناب دکتر محمود شهبازی از من آزمون گرفته و به مرحلهی دانشیاری ارتقا یافتم.
سپس مراحل را یکی پس از دیگری طی نمودم و به مرتبهی استاد کامل ارتقا یافتم. دکتر اسعد شیخ الاسلامی در مورد آن دوران میگوید:« از سال 1348 ه ش تا سال 1368 ه ش خودم تنها در رشتهی فقه شافعی دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران تدریس میکردم. به طور کلی رغبت به دانشکدهی الهیات کم و گرایشات دینی ضعیف بود. از جمله دلایل این مسئله هم فعالیت گستردهی تودهای ها قبل از کودتای سال 1332 ه ش در دانشگاهها و نفوذشان بر سایر دانشجویان بود.»
ازجمله خاطرات آن دوران دانشگاه تهران و تقابل تودهای ها با طرفداران دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت نقل میکند که:« به من گفتند فلان روز دانشجویان تظاهرات دارند و من رفتم دیدم که تودهای ها مشغول تظاهرات هستند آنها خواستار انحلال قرارداد نفت ایران و انگلیس بودن چرا که میخواستند ایران با شوروی سابق قرارداد نفتی ببندد. از طرفی همان روز طرفداران دکتر مصدق شعار میدادند و خواستار ملی شدن نفت بودند.»
ایشان در همین دوران به عنوان دبیر دبیرستان دارالفنون و امیر کبیر تهران؛ استاد یار دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی جهت تدریس فقه شافعی، سرپرست امور آموزشی و پژوهشی و سرپرست دانشجویی دانشکدهی الهیات ومعارف اسلامی؛ معاونت دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی، سرپرست دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی، مدیر گروه رشتهی فقه شافعی و عضو هیئت امنای دانشگاههای منطقهی غرب کشور، مشاور رئیس جمهور و عضو گروه مشورتی اهل سنت خدمت کرده است.
پروفسور شیخ الاسلامی موفق به اخذ فرصت مطالعاتی در سالهای 1352- 1353 در ایالات متحده امریکا در دانشکده حقوق و الهیات هاروارد گشت. شش ماه اول را در ایالت میشیگان و در شهر ان ار بیر که شهری دانشگاهی است و حدود شصت هزار دانشجو دارد را گذراند و در آنجا دورهای چهار ماهه به طور فشرده زبان انگلیسی آموخت. شش ماه بعد از آن به دانشگاه هاروارد رفته و در دانشکدهی الهیات وابسته به هاروارد به تحقیق و پژوهش مشغول شد. تحقیق ایشان در این دوران تحت عنوان «تطبیق ارث در فقه شافعی با قوانین آمریکا در مورد ارث» به کتابخانهی دانشگاه هاروارد تحویل داده شد و به عنوان مقالهای پژهشی و معتبر پذیرش گردید. ازجمله فعالیتهای بعدی ایشان در شش ماهه دوم حضور در سر کلاسهای درس و آشنایی با شیوهی تدریس اساتید آنجا بود. همچنین سال 1354 ه ش جهت شرکت در کنگره جهانی ادیان و سمینار ادیان الهی در دانشگاه لانکاستر انگلستان به این کشور مسافرت کرد. در این کنگره تمامی مدیران گروه دانشکدههای الهیات دانشگاههای جهان حضور داشتند و حدود هزار نفر به تبادل نظر و بررسی مسائل مربوط به ادیان پرداختند. ایشان جهت شرکت در سمیناری در خصوص ارث در قوانین امریکا و تطبیق آن با احکام ارث در اسلام در سال 1369ه ش دوباره به امریکا مسافرت نمود. و مقالهی مذکور که حاصل پژوهششان در فرصت مطالعاتی بود را ارائه نمود و مورد توجه و تشویق شرکت کنندگان گردید. از جمله مسافرتهای دیگر ایشان با دعوت دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد به منظور سخنرانی و تشکیل جلسه پرسش و پاسخ در خصوص نکات برجسته تطبیقی احکام اسلام و قوانین ایالات متحده امریکا در این جسله حضور یافت.
در سال 1368 با پیشنهاد ایشان به شورای عالی انقلاب فرهنگی وقت کشور دو کرسی فقه شافعی و فقه حنفی به دو رشتهی مجزا و مستقل فقه شافعی و حنفی ارتقا یافت. که رشتهی فقه شافعی در دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی در دانشگاه تهران و رشتهی فقه حنفی در دانشگاه مشهد تاسیس شد.
ایشان سال 1367 ه ش با پیگیری های مداوم موفق به تاسیس آزمون تعیین سطح علمی روحانیون اهل سنت برای اعطای مدرک معادل به آنان و برگزاری آزمونهای مرتبط و اعطای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد شد.
ایشان تدوین کنندهی سرفصلهای مرتبط با فقه اهل سنت در دانشگاههای کشور بوده و در این زمینه نظرشان بسیار مورد توجه است.
استاد شیخ الاسلامی در محضر اساتید بزرگ و مشهوری به تحصیل و فراگیری علوم مشغول بودهاند که میتوان به بزرگانی هم چون:
- سید محمد شیخ الاسلام کردستان (پدر محترم ایشان) استاد ممتاز دانشگاه تهران
- عالم ارجمند و با فضیلت ملا محمود مفتی کردستان پسر ملا عبدالله دشه ای
- استاد عبدالحمید بدیع الزمانی مهی سنندجی
- استاد بدیع الزمان فروزانفر
- دکتر محمد محمدی استاد مشهور و رییس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران
- استاد فاضل پور داوود
- استاد حسن تقی زاده
- استاد محمود شهابی
- استاد جلال الدین همایی
- دکتر عبدالحسین زرین کوب
- استاد فاضل تونی
- استاد ذبیح الله صفا
- استاد حسن خطبیبی
اشاره نمود.
ازجمله تالیفات کاربردی ایشان که به عنوان منابع دانشگاهی و حوزوی اکنون مورد استفاده قرار میگیرد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- کتاب «تحقیقی در مسائل کلامی از نظر متکلمان اشعری و معتزلی» ناشر چاپ اول: انتشارات دانشگاه تهران و چاپ دوم: انتشارات امیر کبیر
- تالیف کتاب «ازدواج و پایان آن در مذاهب اهل سنت» ناشر: نشر دانشگاهی
- تالیف کتاب «احوال شخصیه: ارث، وصیت و وصایت» ناشر: انتشارات سمت
- تالیف کتاب «سیری اجمالی در اندیشه های کلامی معتزله و اشاعره» ناشر: انتشارات سمت
- تالیف کتاب «شرح قصائد سید عبدالعزیز شیخ الاسلام کردستان» در تجلیل از رسول اکرم
دکتر عادل ضیایی از اساتید برجسته فقه شافعی دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه در مورد ایشان چنین میگوید که:
دکتر شیخ الاسلامی حقیقتا مانند پدری با دانشجوهایش برخورد میکرد و همیشه سعیش بر این بوده که رابطهی عاطفی لازم بین خود و دانشجوهایش را برقرار کند. ایشان به نسبت دانشجویانش بسیار دلسوز و مهربان بوده و از نکات بارز شخصیتیش وقت شناسی مخصوصا در مسائل اداری است. ایشان میدانند در کجا چه کاری انجام دهند. عزت نفس بالای ایشان زبانزد همگی اطرافیانشان است و همانگونه که در برابر افراد متواضع بسیار فروتن و متواضع بودند در برابر فرد متکبر محکم و باعزت بودند. فضایل اخلاقی ایشان بسیار است به عنوان مثال ایشان بسیار خوش بین و مثبت اندیش هستند.
دکتر جلیل امیدی در مورد ایشان نقل میکند که:
بنده سالها در خدمتش بودم از چندین جهت قابل بزرگداشت و تقدیر هست. از جهت جایگاه علمی نقش استادی قابل اعتماد ، از لحاظ دلسوزی و خدماتی که برای جامعهی اهل سنت داشته برای همگی ما سرمشق بوده و الگوی رفتاری و اخلاقی شایسته ای محسوب میشود. استاد شیخ الاسلام مردی تاثیر گذار در باغ اهل سنت محسوب میشود که خدمات قابل تقدیرش باعث رونق این باغ گشته است.
دکتر جلال جلالی زاده عضو هیئت علمی دانشگاه، نمایندهی دورهی ششم مجلس شورای اسلامی و از اساتید با سابقه گروه فقه شافعی دانشگاه تهران ایشان را به عنوان پدری دلسوز در تمامی مراحل تحصیلی خودش معرفی میکند چرا که بسیار متواضع و دلسوز بوده و بسیار بی ادعاست. دکتر جلالی زاده در ادامه میگوید: «دکتر شیخ الاسلام علاقهای به قیل و قال ندارد و خدماتی ارزنده به جامعه اهل سنت ارزانی داشته است. ایشان در طول زندگیش علاوه بر خدمت به ملت و مذهب خود انسانی بی ضرر و بدون کینه است. او بارها به من گوشزد کرده است که هرکسی مشکلی برایت ایجاد نمود اصلا در فکر انتقام نباش و برای هرکسی که دوستش داری از خداوند بخواه که عاقبت به خیر شود.»
دکتر سید یحیی یثربی استاد تمام در رشته فلسفه و کلام اسلامی دردانشگاه علامه طباطبایی در مورد ایشان میگوید:
من در دوران دانشجوی ام در دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران چندین استاد محترم میدیدم که یکی از بارزترین آنان پدر دکتر شیخ الاسلامی مرحوم استاد سید محمد شیخ الاسلام بود. ایشان نقل میکند که دکتر اسعد شیخ الاسلامی نیز همانند پدر بزرگوارشان از لحاظ شخصیت علمی، اخلاق و رفتار مورد توجه اساتید و دانشجویان بودند.
دکتر آذرتاش آذرنوش مؤلف و محقق در زبان و ادبیات عرب، مدیر بخش ادبیات عرب در مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی و استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران در مورد ایشان میگوید: دوستی ام با ایشان تاریخ 50 ساله دارد. پدر ایشان مردی بسیار بزگوار بود که کوچک و بزرگ، شیعه و سنی به ایشان احترام میگذاشت. و نقش الگو در دانشگاه بازی میکردند و کسانی که ایشان را میشناختند ایشان را به عنوان شیوهی پسندیدهی رفتاری پذیرفته بودند. جالب اینکه هر صفت زیبا و پسندیدهای در پدر بود در پسر هم جمع شد. بطوریکه در طی این پنجاه سال ندیدم که عصبانی شود و با مشکلات با لبخندی همیشگی که از ویژگیهای بارزش بود برخورد مینمود.
سخن آخر:
ما نیز به عنوان بخشی از جامعهی اهل سنت و کورد کشور از خداوند منان طول عمر با برکت و عاقبت به خیری را برای این استاد فرزانه خواستاریم. قطعا ایشان به عنوان چهرهای ماندگار و ستارهای درخشان در آسمان افتخارات جامعهی ما خواهند ماند. امید است سالهای سال این بزرگوار در میان مردم و ملت خود بماند و همچنان از برکات وجودش استفاده شود.






نشریه قبا (فرهنگی و اجتماعی)